الشيخ رسول جعفريان

1031

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

را خصوصا آنچه پادريان ايشان به زنان و دختران و بلكه به پسران ايشان مىكنند در اينجا نقل نماييم باعث نفرت گوش‌هاى مؤمنان مىشود و بدين جهت ، از براى عبرت مؤمنان و فضيحت اين كافران ، همين دو تدبير از تدبيرات ايشان را كه از براى رفع قباحت اين عمل‌هاى قبيح به كار برده‌اند در اينجا نقل مىنمائيم ، زيرا كه به سبب اين دو تدبير ، امروز در تمام فرنگ زنا و لواطه به مرتبه‌اى شيوع دارد كه كم شهرى هست كه اين عمل قبيح در آنجا نشود . يكى از آن دو تدبير اين است كه در هر شهرى يك خانهء عظيم يا خانه‌هاى متعدد هست كه پادشاه يا حاكم آنجا ، آن‌ها را ساخته است كه اين عمل قبيح در آن خانه‌ها واقع شود و آن مكان را مسقرادوس مىگويند ، يعنى صورت تغيير داده و وجه تسميهء اين اسم آن است كه همين‌كه شب شد ، از پادشاهان و زنش گرفته تا امرا و اعلى و ادنى لباس خود را تغيير مىدهند و هر كدام لباس غريبى كه از براى شب‌روى ساخته دارند پوشيده و يك صورتى كه از مقوى ساخته‌اند و او را نقاشى كرده‌اند كه به صورت اجنّه است يا ميمون يا صورت حيوان ديگر بر روى خود مىبندند و داخل مىشوند در آن عمارت وسيع كه پردهاى بزرگ بسيار در آن هست كه همه به فروش قيمتى مفروش است و چراغ‌هاى بسيار در آن‌ها روشن كرده‌اند مگر اطاق چندى كه آن‌ها را از براى اعمال قبيح مانند دل خود تاريك گذاشته‌اند ؛ پس بعد از اينكه به آن عمارت داخل شدند به شرابى كه از خانه‌ها با خود مىبرند يا شرابى كه در آنجا حاضر است خود را مست مىكنند و آن شب زنان و دختران و مردان ايشان به اين صورت به نغمات آن سازها كه در آنجا هستند و سازهايى كه نيز با خود مىبرند خوانندگى كرده ، زنان از براى مردان و مردان از براى زنان نوازندگى به هر دو معنى را مىكنند و به رقّاصى و دست‌بازى مشغولند تا صبح شود ، بدون آنكه يكديگر را بشناسند ؛ زيرا كه هر شب آن لباس را تغيير مىدهند و چون صبح مىشود به خانه‌هاى خود آمده تا شام از قبيل كفتار مىخوابند و اين تدبير را از براى آن كرده‌اند كه گاهست و بسيار مىشود كه در مجلس پادشاهان يا بزرگان در اثناى شراب‌خورى و رقّاصى كردن زن پادشاه يا دختر او يا زنان و دختران امرا يا ساير بزرگان به مرد فقيرى كه از زىّ ايشان دور است رغبت بهم رسانيده عاشق مىشوند يا برعكس و چون بنا بر عظمت آن و ذلّت اين ، اختلاط ايشان در روز دست بهم نمىدهد نشانه به همديگر مىدهند از براى آنكه در آن شب هم را بشناسند ؛ پس هر دو صورت خود را تغيير داده ، شب به آن خانه رفته به وصال يكديگر مىرسند و دستور نيست بلكه ننگ است كه كسى زن و دختر خود را از رفتن به جاهاى چنينى منع بكند . تدبير دوم كه از اين تزوير اول رسواتر است ، اين است كه در شهرهاى مملكت ريم پاپا به خصوص شهر روم كه ريم پاپاى نايب ابليس در آنجا بر تخت فرمانفرمايى اين